|
بیا از این تنهایی با هم بودن رها باشیم + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 20:40 توسط آدم برفی |
آن هنگام که برگ های خزانی زیر قدم ها صدا می کنند روزها کوتاه و شب ها بلند می شوند اولین هیمه های هیزم در بخاری ها صدا می کنند از آرامش لبریزم ... با فصل ها هماهنگ شدن به رازی می ماند! شکوه نامیرایی را حس کردن تا بدانی که هیچ جیز تا ابد نمی پاید و هیچ اتفاقی بی دلیل رخ نمی دهد! مارگوت بیکل + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 18:44 توسط آدم برفی |
اگر بپرسی : به چه عشق می ورزی؟ می شنوی: زنده گی ! اگر بپرسی : از چه می ترسی؟ می شنوی: زنده گی ! اگر بپرسی : به چه می خندی؟ می شنوی: زنده گی ! زندگی دیوانه وار ترین تجربه ای است که امکانش به ما داده شده ! فرصتی برای انسان شدن و انسان ماندن ! مارگوت بیکل + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 18:42 توسط آدم برفی |
|
| |||||